تبليغاتX
فرتور،یادداشتهای یک روزنامه نگار
نقد فرهنگ،اقتصاد و سیاست

 

دراين مدت چندماهه كه كمتر مي نويسم بدجور دلم براي نوشتن تنگ شده ، تا حالا هم چنين موقعيتي پيش نيومده بود كه انقدر از كاغذ وقلم و اينترنت دور باشم ولي چه مي شود كرد كه به قول يكي از ديالوگ سريال هاي وطني  " هميشه در مدار صفر درجه ايم " .

واقعيت اينه كه بعد انتخابات خيلي فضا براي نوشتن فراهم نبود چون از هر حقيقتي كه مي خواستي بنويسي يا متهم مي شدي به طرفداري از حكومت يا هواداري ضد انقلاب .

انگار همه اونايي كه تا ديروز شعار تساهل مي دادن چه چپ چه راست همه گفته هاشون رو گذاشتن توي طاقچه خاطرات و تا مي تونن به طبل جنگ مي كوبن و هيزم براي آتيش دعوا جمع مي كنن

انگار نه انگار كه ميشه نه اونور رو قبول داشت نه اين ور  رو

همش دنبال اينن كه يه طوري مرزت رو با همه روشن كني

واقعا كه !!!!!!

واسه همين هم من كه نه صنمي با اين ور دارم نه ياسمني با اون ور تصميم گرفتم فعلا سكوت كنم به اميد روزاي بهتر ولي اينم بگم كه اين سكوت از جنس انفعال نيست ها

فعلا

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت   توسط روزنامه نگار  |