۱- سلام
۲- چند وقتی نبودم که علت اون رو در پست قبلی نوشتم و فکر می کنم نیازی به توضیح اضافه نداره
۳- از این غیبت نسبتا طولانی که برای اولین بار در عمر وبلاگ نویسیم اتفاق افتاده از همه دوستان و خوانندگان عذرخواهی می کنم.
۴- قول می دم که بعد از این تعهد بیشتری برای به روز رسانی مطالب و یادداشتهای این وبلاگ داشته باشم.
و اما ...
این روزها که تب فوتبال تقریبا همه دنیا رو فرا گرفته کشور ما هم به یمن زحمات دوستان در رسانه ای که ادعای ملی بودن داره - ولی هیچ کس سهمی از اون نداره - وارد این فضای فوتبالی شده درست مثل روزهای قبل از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری که این رسانه با طرح ایده مناظره ها تونست فضای سرد انتخاباتی رو در کمتر از دو هفته مونده به انتخابات چنان دگرگون کنه که حتی نهادهای امنیتی هم پیش بینی شون اشتباه از آب دربیاد .
به هر حال قصدم از این یادداشت بازگشت به اون انتخابات و طرح مسایل حاشیه ای اون نبود ولی آونچه که باعث شد این مقایسه رو انجام بدم مشاهده تبلیغات تلویزیونی در ایام برگزاری جام جهانی بود .

توی این چند وقت اگه روی تبلیغات شرکتهاو موسسات و بانکهای دولتی و خصوصی متمرکز بشید می بینید که همه یه طوری می خوان از این فضا به نفع رونق کسب وکار خودشون استفاده کنن .
خب این در همه جای دنیا مرسومه خصوصا بازی فوتبال به دلیل هیجان خاصی که به ببیننده منتقل می کنه موضوع خیلی از تبلیغات رسانه ای قرار می گیره ولی تفاوتش با تبلیغاتی که الان در ایران صورت گرفته در اینه که علاوه بر احترام گذاشتن به شعور مخاطب از ایده هایی بکری استفاده می کنن که تحسین مخاطب رو به دنبال داره و باعث جذب مخاطب می شه
در تبلیغات امروزی ایران اولا به صورت مستقیم به توپ که نشانه فوتبال هست اشاره می شه و در تصاویر حجم زیادی رو همین توپ گرد اشغال می کنه و بعد هم این که سازنده و طراح تبلیغات هیچ ارتباط منطقی رو نمی تونه بین سوژه وهدف برقرار کنه .
امیدوارم به زودی با امکان قرار دادن تبلیغات مورد اشاره روی وبلاگ بتونم روی هر کدوم توضیح مناسب خودش رو بدم.





