فرض کنیم نامزد اصلاح طلبان – فارغ از این که چه شخصیتی است – پیروز انتخابات شود .در این صورت برنده نهایی باز جریان اصولگرایی خواهد بود چرا که پیروزی اصلاح طلبان بار سنگین مسوولیت اجرای بسیاری از طرحهای ناتمام وغیر اصولی دولت نهم را از دوش جریان اصولگرا برخواهد داشت ودوم این که فرصت کافی به این جریان خواهد داد تا با تجدید قوا (همان توصیه ای که به جریان اصلاح طلب در این چهار سال دوری از قدرت کردم ) و با انتخاب بهتری از محمود احمدی نژاد در دوره بعد وارد انتخابات شود .ضمن آن که حتی با پیروزی نامزد اصلاح طلبان بسیاری از نهادهای قدرت در دست اصولگرایان باقی خواهد ماند واز ظرفیت آن نهادها برای پیروزی مجدد نامزد خود در انتخابات بعدی استفاده خواهند کرد واین تکرار همان داستانی است که در اسفند 81 در انتخابات شورای شهر تهران و پس از آن با انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران اتفاق افتاد .
پس با این که من کوچکتر از آن هستم که پیامی برای دوستان اصلاح طلب داشته باشم ولی – این جمله کلیشه ای مردم در مصاحبه های با خبرنگاران صداوسیماست – امیدوارم تئوریسین های جناح اصلاح طلبی پیروزی را هدف خود قرار ندهند بلکه هدف از شرکت در این انتخابات را صرفا حضوری فعال به عنوان تمرین ومانوری برای تجدید قوای اصلاح طلبان و البته تحت فشار قراردادن دولت اصولگرا برای تامین نظرات خود بدانند .

بر این اساس اصلاح طلبان بهتر است با چهره ای به جز محمد خاتمی وارد عرصه شوند و به جای پیروزی در انتخابات تلاش کنند با جلب آرای خاموش آراءخود را به حداکثر ممکن افزایش دهند در این صورت
اولا وزن اصلاح طلبی در جامعه ایران مشخص خواهد شد.
ثانیا اصلاح طلبان درگیر اجرای برنامه های غیر اصولی دولت نهم نخواهند شد وفرصت کافی برای تجدید قوا خواهند یافت .
ثالثا ماهیت جریان اصولگرا به روشنی برای مردم مشخص خواهد شد .





