<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فرتور،یادداشتهای یک روزنامه نگار</title>
<link>http://fartur.blogfa.com/</link>
<description>نقد فرهنگ،اقتصاد و سیاست </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 07 Jul 2010 09:08:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- سلام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- چند وقتی نبودم که علت اون رو در پست قبلی نوشتم و فکر می کنم نیازی به توضیح اضافه نداره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- از این غیبت نسبتا طولانی که برای اولین بار در عمر وبلاگ نویسیم اتفاق افتاده از همه دوستان و خوانندگان عذرخواهی می کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- قول می دم که بعد از این تعهد بیشتری برای به روز رسانی مطالب و یادداشتهای این وبلاگ داشته باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این روزها که تب فوتبال تقریبا همه دنیا رو فرا گرفته کشور ما هم به یمن زحمات دوستان در رسانه ای که ادعای ملی بودن داره - ولی هیچ کس سهمی از اون نداره - وارد این فضای فوتبالی شده درست مثل روزهای قبل از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری که این رسانه با طرح ایده مناظره ها تونست فضای سرد انتخاباتی رو در کمتر از دو هفته مونده به انتخابات چنان دگرگون کنه که حتی نهادهای امنیتی هم پیش بینی شون اشتباه از آب دربیاد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال قصدم از این یادداشت بازگشت به اون انتخابات و طرح مسایل حاشیه ای اون نبود ولی آونچه که باعث شد این مقایسه رو انجام بدم مشاهده تبلیغات تلویزیونی در ایام برگزاری جام جهانی بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 341px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://worldcup.bmi.ir/UploadedFiles/gFiles/afd90e56107b462.jpg&quot; width=1216 height=900&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توی این چند وقت اگه روی تبلیغات شرکتهاو موسسات و بانکهای دولتی و خصوصی متمرکز بشید می بینید که همه یه طوری می خوان از این فضا به نفع رونق کسب وکار خودشون استفاده کنن .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خب این در همه جای دنیا مرسومه خصوصا بازی فوتبال به دلیل هیجان خاصی که به ببیننده منتقل می کنه موضوع خیلی از تبلیغات رسانه ای قرار می گیره ولی تفاوتش با تبلیغاتی که الان در ایران صورت گرفته در اینه که علاوه بر احترام گذاشتن به شعور مخاطب از ایده هایی بکری استفاده می کنن که تحسین مخاطب رو به دنبال داره و باعث جذب مخاطب می شه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در تبلیغات امروزی ایران اولا به صورت مستقیم به توپ که نشانه فوتبال هست اشاره می شه و در تصاویر حجم زیادی رو همین توپ گرد اشغال می کنه و بعد هم این که سازنده و طراح تبلیغات هیچ ارتباط منطقی رو نمی تونه بین سوژه وهدف برقرار کنه .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم به زودی با امکان قرار دادن تبلیغات مورد اشاره روی وبلاگ بتونم روی هر کدوم توضیح مناسب خودش رو بدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Jul 2010 09:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فرتور را چه شده ؟</title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دراين مدت چندماهه كه كمتر مي نويسم بدجور دلم براي نوشتن تنگ شده ، تا حالا هم چنين موقعيتي پيش نيومده بود كه انقدر از كاغذ وقلم و اينترنت دور باشم ولي چه مي شود كرد كه به قول يكي از ديالوگ سريال هاي وطني  &quot; هميشه در مدار صفر درجه ايم &quot; .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعيت اينه كه بعد انتخابات خيلي فضا براي نوشتن فراهم نبود چون از هر حقيقتي كه مي خواستي بنويسي يا متهم مي شدي به طرفداري از حكومت يا هواداري ضد انقلاب .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگار همه اونايي كه تا ديروز شعار تساهل مي دادن چه چپ چه راست همه گفته هاشون رو گذاشتن توي طاقچه خاطرات و تا مي تونن به طبل جنگ مي كوبن و هيزم براي آتيش دعوا جمع مي كنن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگار نه انگار كه ميشه نه اونور رو قبول داشت نه اين ور  رو &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همش دنبال اينن كه يه طوري مرزت رو با همه روشن كني &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعا كه !!!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واسه همين هم من كه نه صنمي با اين ور دارم نه ياسمني با اون ور تصميم گرفتم فعلا سكوت كنم به اميد روزاي بهتر ولي اينم بگم كه اين سكوت از جنس انفعال نيست ها &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فعلا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Feb 2010 05:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندر احوالات پس از انتخابات مخملي !!!</title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از خدا كه پنهان نيست از شما چه پنهان مدتي است بعد از انتخابات حال وحوصله نوشتن در وب را از دست داده بودم ، در اين خصوص هم فوت پدرم وهم جريان انتخابات به همراه موضوعات شخصي كم تاثير نبودند ولي به هر حال تصميم گرفتم تا مدتي با دوري از وب نوشت ها به درمان خود بپردازم كه ظاهرا با موفقيت همراه بوده و هم اكنون با همان روحيه قديمي خودم آماده ام تا بار ديگر شما خوانندگان عزيز را به فيض مطالعه دست نوشته ها و يادداشتهايم برسانم چرا كه ما همه براي خدمت به خلق آفريده شده ايم &lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; height=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس به قول مجريهاي صدا وسيما : با ما باشيد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 481px; HEIGHT: 243px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/masirsabz/roadtocabin.jpg&quot; width=640 height=600&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اين عكس هم بدون شرحه &lt;FONT size=1&gt;(البته كه به تيتر مطلب ربط داره )&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; height=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 07:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کودتای سخت دولت یا انقلاب نرم ملت ؟!!!</title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شما چی فکر می کنین؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; واقعا فکر می کنین این اتفاقاتی که در روزهای اخیر افتاده کودتا بوده یا انقلاب ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نظر بدید منم در آخر حرف خودم رو می زنم &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 13:52:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایران جعلی !!!</title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا وکیلی روی عریها رو سفید کردیم توی جعل عناوین &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باور ندارید؟ توی ذهنتون اتفاقات زندگیتون رو مرور کنید قطعا به این حرف ایمان میارید .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اسممون جعلیه ، مدرکمون جعلیه، پستمون جعلیه ،هویتمون چی ؟ جعلیه  ، دینمون جعلیه  ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دموکراسیون جعلیه، دانشگاهمون جعلیه ، آزادیمون جعلیه ..... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا هم که ایرانمون رو می خوان جعل کنن  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگه  بخوام هر کدوم از اینا رو توضیح بدم کلی طول می کشه ولی واقعیت اینه که اخلاق ما ایرانیا اینه که از هر چیزی خوشمون بیاد اول می گیریمش و همونطوری که بخوایم ازش استفاده می کنیم اصلا هم ککمون نمیگزه که هر پدیده ای یک اصول وپایه ای داره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثلا شاه قاجار رفت فرنگ از دوربین وسینما خوشش اومد اوردش ایران &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا سالها پیش خواستیم توسعه پیدا کنیم تکنولوژی رو از غرب آوردیم وگفتیم تنها راه نجات همینه وبس &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا بعد سالها متوجه شدیم این همه مدت توی جاده خاکی می رفتیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بازم سالها پیش فکر می کردیم تحصیلات خوبه به جای این که فهم و درک عقلی را بالا ببریم رفتیم جعل مدرک کردیم  نمونش هم همون وزیر قبلی کشور با اون مدرک جعلیش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید بعضی ها بگن ما که واقعا خوندیم چی ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگه می خواهید بدونید مدرکتون جعلی هست یا نه ببینید از آموزشهایی که دیدید تا چه حد الان استفاده می کنید نه اینکه مدرک چقدر به دردتون می خوره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اکثر ما دو تا اسم داریم یا از اسمی که روی ما گذاشتن خوشمون نمیاد ویا این که مردم روی ما اسم دیگه ای گذاشتن به هر حال اگر نه همه ما ولی خیلی از ما ایرانیا دوتا اسم داریم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرف اسمش غضنف.. میگه اسمم کامرانه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا یکی اسمش پویاست چون سوسولیه رفقاش بهش می گن سگ دست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا اصلا مهم تر از همه این که دوهویتی هستیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه هویت جعل کردیم توی جیبمون گذاشتیم که نون بازومون رو که نه نون این هویت جعلی رو بخوریم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اونایی که کارمند دولت هستن خوب می دونن این هویت جعلی چیه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرف توی خونه یه هویت داره ولی وقتی میره سر کار یه هویت دیگه داره که بعضا زمین تا اسمون با هویت اولی تفاوت داره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ذهنتون سریع سمت آقایون نره این موضوع در مورد خانمها بیشتر نمود داره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا یه هویت اسلامی رو با یه هویت ایرانی  جعل کردیم و از کوروش وداریوش و...مایه می ذاریم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا از پست جعلی براتون بگم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرف رو میزارن تلفنا رو جواب بده  فردا می بینی نامه امضا می کنه به نام مسوول ارتباطات تلفنی !!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا اگه یه کم زرنگ باشه والبته پارتیشم جور باشه هزار تا چارت اداری رو دستکاری میکنن تا واقعا یه همچین پستی رو براش بسازن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اسم دموکراسی رو از غرب گرفتیم کردیم مردمسالاری به چهار تا هم مجله غذا ویوگا و...مجوز دادیم به عنوان رکن چهارم دموکراسی حالا میگیم دنیا مبهوت دموکراسی ایرانه  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا اصولی از دین رو میگیریم وبا تفسیرهای خودمون به خورد ملت می دیم با این توجیه که راه رسیدن به خدا یکی است واون هم راهیه که ما رفتیم وبرگشتیم !!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صد هزار بار ماکیاولی بیچاره رو لعن ونفرین می کنیم اما برای هدفی که داریم همه وسیله ها رو توجیه می کنیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انصافا خودتون قضاوت کنید همه ما در این جعل بزرگ شریک هستیم یا نه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;--------------------------------------------------------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهانه این نوشته این حادثه جالب اما تلخ بود که هفته گذشته قبل از تعطیلات اجباری رفتم از حساب خودم در &lt;STRONG&gt;بانک ملی&lt;/STRONG&gt; پول برداشت کردم ولی توی تعطیلات وقتی داشتم خرید می کردم فروشنده متوجه چک پول یک میلیون ریالی تقلبی شد که تحویلدار بانک به من داده بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 168px&quot; height=629 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs941.xs.to/xs941/09294/scan0040830.jpg&quot; width=1116 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا به هزار زور وزحمت بعد راضی کردن فروشنده که جاعل نیستم، من موندم ویک چک پول صد هزار تومنی جعلی که انصافا رقم کمی هم نیست و &lt;STRONG&gt;بانک ملی&lt;/STRONG&gt; که ادعا می کنه چون نمی تونی ثابت کنی از ما گرفتی پس بگرد تا ببینیم  ( قبلا بگرد تا بگردیم بود ولی چون اخیرا شدیم مضحکه دست کودتاچیان از این پس صحیحتر اینه که بگیم بگرد تا ببینیم).&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی اسم &lt;STRONG&gt;بانک ملی&lt;/STRONG&gt; رو آوردم چون در دفتر بازرسی &lt;STRONG&gt;بانک ملی&lt;/STRONG&gt; گفتم که مطمئن باشید شعار ( &lt;EM&gt;هر جا سخن از اعتماد است نام&lt;/EM&gt; &lt;STRONG&gt;بانک ملی&lt;/STRONG&gt;&lt;EM&gt; ایران می درخشد&lt;/EM&gt;) رو از تون پس میگیرم همونطور که قول دادم پرچم ملتم رو پس بگیرم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا بذار یه کم هم اونا بگردن تا ما ببینیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 06:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولدت مبارک فرتور </title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز دومین سالگرد راه اندازی این وبلاگ بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال ۸۶ در چنین روزی تصمیم گرفتم وبلاگ مشخصی را با هویت جدید راه اندازی کنم که ثمره دوسال فعالیتش صفحه ای است که در مقابل شماست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر چه پیش از این و از اسفند ۸۱ وبلاگ نویسی را آغاز کردم ولیکن پس از هفت سال هنوز هم نوشتن در این فضا برای من جذاب ودوست داشتنی است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما انتظاری که از شما دوستان دارم این است که فرصت نقد این وبلاگ را از دست ندهید چرا که در دور جدید با کمک شما دوستان شاید بتوانم تغییرات مفیدی در نحوه ارائه اطلاعات و قالب بدهم .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 May 2009 06:53:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد ....</title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بالاخره نوبت به ما هم رسید !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شتری که مدتها بود اطراف خانه ما دیده می شد تا این که&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح یک روز کاملا معمولی با صدای سرفه های شدید پدر آغاز شد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبحی که به مرور جزء خاطره انگیز ترین روزهای عمر یک خانواده شد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وساعتی بعد بیرق های سیاهی که به نشانه داغداری بر بالای بام یک خانه افراشته شد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آری این بار در کمال بهت وناباوری پدر مهربان و دلسوزم سوار بر مرکب ملک الموت تا آسمان پرواز کزد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;زیر سقف این آسمون هفت رنگ                              سرگذشت زندگیمون رنگ رنگ &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ای قدیمی ای صمیمی هم قطار                               در دل شب شبنم عشقی بکار &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;شهر شب با مردم چشمک زنش                                غصه هامو ریخته توی دامنش &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ازدحام کوچه های بی کسی                                        پرشده از یک بغل دلواپسی &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;این منم دلواپس بود ونبود                                          از غم ای کاشها چشمم کبود &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; تا به کی از آرزوهامون جدا                                     با تو هستم با تو هستم ای خدا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا روحش را قرین شادی و شامل عفو ورحمت الهی قرار دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 17 May 2009 06:26:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صبح بخیر آقای رئیس جمهور !</title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظر من ـ البته اگه بعد از سالها تحصیل و فعالیت در این رشته به عنوان کارشناس قبول داشته باشید ـ سیاست در کشورهایی چون ایران که هنوز رکن چهارم یعنی مطبوعات - که سخت معتقد به ضرورت وجودی آن هستم - به معنای واقعی وجود ندارد تقریبا یک چیزی است در مایه های ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اجازه بدهید این کلمه را به دلیل خدشه دار شدن اخلاق عمومی حذف کنم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا چرا ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چون همانهایی که در مطبوعات قرار است منتقد باشند نقد را از بیخ وبن قبول ندارند البته اگر در مورد خودشان باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر باور ندارید می توانید از دوستان مطبوعاتی پرس وجویی کنید تا صحت این ادعا مشخص شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از سالها فعالیت مطبوعاتی شاید تنها کسی را که به جرات می توانم اعتراف کنم بر اساس معیارهای من آن هم - البته با پوزش از محضر مبارکش - نصفه ونیمه نمره قبولی گرفته ماشاء الله شمس الواعظین یا همان محمود خان شمس خودمان است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا چرا این ها را گفتم چون یکی از دوستان خواسته بود در خصوص انتخابات بنویسم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حقیقتا انتخابات در این کشورها نه حاصل اراده مردم که نتیجه یک فرآیند پیچیده سیاسی وارتباطی است که تا لحظه آخر هم بسیاری از زوایای آن بر عموم پوشیده می ماند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به طور مثال فکر می کنیم یکی برای ریاست جمهوری خیلی خوب است. ولی نمی آید چرا ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمی دانیم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا یکی را می دانیم که به درد ریاست جمهوری نمی خورد. ولی می آید حالا چرا ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باز نمی دانیم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا اینجای بحث را شاید همه بدانیم ولی نکته پشت پرده این است که متاسفانه نمی دانیم کدامیک خادم است و کدامیک ظالم! آمدن کدام ظلم است ونیامدن کدام خدمت ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ( &lt;EM&gt;البته خدای نکرده ما در ایران ظالم نداریم بلکه این ظلم است که بعد از این همه پیشرفت های علمی نمیدانیم از کجا آمده اینجا؟  هرچند پس از بررسی های فراوان سرنخ هایی از استکبار واستعمار واستعمال و... پیدا شده &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/05.gif&quot;&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنابراین اصلا دوست ندارم به طرفداری از کاندیدایی وارد بحث انتخابات شوم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تازه ما مردم ایران هم آدمهای عجیبی هستیم وقتی شدیدا روی مشارکت تاکید می کنیم یک دفعه هفته آخر تصمیم به تحریم انتخابات می گیریم ویکی روی کار می آید که ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا زمانی که ادعا می کنیم در انتخابات شرکت نخواهیم کرد روز جمعه هوای رای دادن به سرمان می زند و ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حالا همه این ها را گفتم که تکلیفم با موضوع انتخابات روشن باشد ولی مطلبی که در ادامه می آید تناقضی با این گفته ها ندارد چرا که نه تبلیغ دولت نهم است ونه زیر سوال بردن این کابینه بلکه پیگیری مطالبه ای است که شخص رئیس جمهور در انتخابات سال ۸۴ وعده آن را داده بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خود من هم سال گذشته مقاله ای نوشتم با عنوان &lt;STRONG&gt;آقازاده های کوچولو&lt;/STRONG&gt;  که  نحوه روی کارآمدن جوانان در عرصه های مدیریتی را نقد کرده بود که متاسفانه نشریه تعطیل شد و...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال قضاوت با خودتان !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;لیست روسای فامیلی دولت احمدی نژاد*&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;نهاد ریاست جمهوری، وزارتخانه ها و سازمان ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;داوود احمدی نژاد&lt;/STRONG&gt;: بازرس نهاد ریاست جمهوری. او برادر بزرگتر محمود احمدی نژاد است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مسعود زریبافان&lt;/STRONG&gt;: دبیر هیات دولت، وی که باجناق محمود احمدی نژاد بشمار می‌رود پس از ریاست جمهوری وی که عضو شورای شهر تهران نیز بود، بعنوان دبیر هیات دولت منصوب گردید. وی چندی بعد و با مصوبه مجلس مبنی بر ممنوعیت اشغال چند پست توسط کارکنان دولت ناچار به استعفا گردید و پس از شکست در انتخابات دور سوم شوراها، بعنوان رییس مجمع باشگاه دولتی استقلال منصوب شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;علیرضا مددی&lt;/STRONG&gt;: مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، مدیر کل تربیت بدنی استان تهران، وی برادرزاده باجناق زریبافان و کارشناسی صنایع مهمات سازی وزارت دفاع بوده‌است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حسین شبیری&lt;/STRONG&gt;: رییس صندوق مهر رضا، شوهر خواهر احمدی نژاد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پروین احمدی نژاد&lt;/STRONG&gt;: معاون مركز امور زنان ریاست جمهوری، عضو شورای شهر، خواهر احمدی نژاد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;داوود مددی&lt;/STRONG&gt;: رییس سازمان تامین اجتماعی، باجناق زریبافان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ناظمی اردكانی&lt;/STRONG&gt;: وزیر تعاون، شوهر عمه داماد زریبافان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دانش جعفری&lt;/STRONG&gt;: وزیر اقتصاد، پسر عمه پدر داماد زریبافان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اسماعیل احمدی مقدم&lt;/STRONG&gt;: نیروی انتظامی، همزمان با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد اسماعیل احمدی مقدم باجناق محمود احمدی نژاد و معاون نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران بعنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب گردید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;سیدمحسن نبوی&lt;/STRONG&gt;: عضو هیات مدیره شركت سرمایه گذاری خارجی، داماد زریبافان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;علی اکبر محرابیان&lt;/STRONG&gt;: وزارت صنایع و معادن،پس از برکناری علیرضا طهماسبی در مرداد ۱۳۸۶ علی اکبر محرابیان خواهر زاده محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر صنایع و معادن معرفی گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;عليرضا علي احمدی&lt;/STRONG&gt;: وزارت آموزش و پرورش، وی که باجناق احمدی نژاد است در آذر ۱۳۸۶ جایگزین محمود فرشیدی شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مجتبی هاشمی ثمره&lt;/STRONG&gt;:خواهر زاده مهندس باهنر، یكی از مشاورین احمدی‌نژاد مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات كشور&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مهندس مهدی هاشمی ثمره&lt;/STRONG&gt;: مدیركل وزارتی وزیر نیرو، برادر هاشمی ثمره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;خانم قند فروش&lt;/STRONG&gt;: مشاور خانواده وزیر كشور، زن برادر هاشمی ثمره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;عبدالحمید هاشمی ثمره&lt;/STRONG&gt;: معاون وزیر صنایع، برادر هاشمی ثمره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;موسی پور&lt;/STRONG&gt;: معاون پارلمانی وزیر كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حسین صمصامی&lt;/STRONG&gt;: سرپرست وزارت امور اقتصاد و دارایی خواهر زاده پرویز داودی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;علی خیراندیش&lt;/STRONG&gt;: پیمانکار ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;طاهره نظری مهر&lt;/STRONG&gt;: مدیرکل حقوق بشر و زنان وزارت امور خارجه، وی که همسر منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد است، از سازمان بهزیستی (در آستانه بازنشستگی) به وزارت امور خارجه منتقل گردید و به سمت «مدیرکل حقوق بشر و زنان وزارت‌ خارجه» منصوب شد. منوچهر متکی برای انتصاب وی به این پست اداره حقوق بشر وزارت خارجه را از اداره کل سیاسی و اموربین‌الملل جدا و همراه با دفتر امور زنان این وزارتخانه یک اداره کل جدید ایجاد و همسرش را به ریاست آن منصوب کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;برادر همسر منوچهر متکی&lt;/STRONG&gt;: وزات امور خارجه، وی که دندانپزشک و فاقد هر گونه سابقه خاص در وزارت امور خارجه بوده‌است بعنوان وابسته کار به بحرین اعزام گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مهرداد بذرپاش :&lt;/STRONG&gt; رئیس شرکت سایپا ، داماد دکتر علی احمدی وزیر آموزش وپرورش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;*به نقل از سایت میزان&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; صبح بخیر آقای رئیس جمهور&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 May 2009 07:25:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توسعه فرهنگی یا توسعه اقتصادی ؟</title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما ایرانیها یک سری اخلاقهای عجیبی داریم که فکر نمی کنم در هیچ کجای دنیا بتوان نمونه اش را پیدا کرد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکیش همین که تلاش می کنیم تا چیزی را به دست بیاوریم ولی به محض این که به دست آوردیم سریع نظرمان عوض می شود . خاطرم هست ابراهیم نبوی می گفت ایران تنها کشوری است که مردم می روند اندیشمندی را از کنج کتابخانه بیرون می کشند و با اصرار رئیس جمهور می کنند اما به محض این که پیروز انتخابات شد وی را وادار به استعفا می کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نیازی به گفتن نیست که منظور ابراهیم نبوی کیست ودرچه موقعیتی این را گفته ولی آن چه که باعث شد موضوع جدیدی را با شما خوانندگان در میان بگذارم اتفاق جالبی بود که هیچ وقت حتی در خواب هم انتظارش را نداشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا موضوع از چه قرار است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قبل از عید از طریق یکی از دوستانم متوجه شدم سایت فخیمه آهنگ سرا که یکی از فروشگاههای &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنلاین آلبوم های موسیقی است قصد دارد برای مجله اینترنتی خود سردبیری را انتخاب کند که به صورت پاره وقت هماهنگی وسردبیری این مجله را به عهده بگیرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه به آشنایی قبلیم با این سایت ونیز علاقه ای که به موسیقی دارم – رشته تخصصی ام پیانوست – علاقمندی خود را اعلام کردم ورزومه بخشی از فعالیتهایم را هم برای مسئول این سایت ارسال کردم، پس از مدتی از دفتر این سایت تماس گرفتند که آقای آذری - مسئول سایت-  مایل است با شما گفتگو کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه قراری گذاشته شد ومن هم برای ارائه برنامه هایم به دفتر سایت مراجعه کردم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علی رغم این که دفتر سایت یک مکان شاید 30 متری در مکانی دنج در خیابان سهیل بود ولی استفاده کامل از فضای دفتر صورت گرفته بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از حدود ده دقیقه که آقای آذری مشغول رتق وفتق امور دفتر بود گفتگوی ما آغاز شد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ارائه طرحها وبرنامه ها از سوی من تشویق های مکرر آقای آذری را در پی داشت تا جایی که ایشان در مقابل کارکنان دفتر که شنونده گفتگوی ما بودند گفت :به نظر من شما فرد شایسته ای برای این موضوع هستید ومن خیلی خوشحالم که در خدمت شما باشیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعدش یکی از کارتهای دفتر را از روی میز برداشت وبا مداد روی آن شماره همراهش را نوشت وپس از تشکر وتعارفات معمول گفت :الان چون نزدیک عید هستیم من برای بعد از عید با شما تماس می گیرم تا کار را شروع کنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا این را داشته باشید تا همین هفته پیش که من دیگر صبرم سر آمد وخواستم دلیل این همه تاخیر را بدانم چون برای ما مطبوعاتیها خیلی پیش آمده که  طرف حرفهایی زده وبعد مشکلات وموانعی پیش آمده که از انجام اصل کار هم منصرف شده .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به هر حال تماس گرفتم وپس از معرفی خودم موضوع انتشارمجله را پرسیدم که پاسخ آقای آذری در نوع خود بسیار جالب و قابل توجه بود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ایشان پس از شناختن من گفت : اوه بله، شما چطورید ؟ سردبیر مجله انتخاب شده واز هفته بعد هم کارش را شروع می کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من که از لحن صحبتم مشخص بود که جا خورده ام، گفتم ولی آقای آذری اگر خاطرتان باشد ما با هم صحبتهایی کرده بودیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وایشان با کمال احترام به جامعه مردان گفت : ببخشید صرف ده دقیقه گفتگو که تعهدی در پی ندارد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اعتراض من باز هم ادامه داشت وگفتم حداقل خبری به من می دادید که این یک ماه گذشته را صرف برنامه ریزی برای کاری که شما حتی به تعهدتان پایبند نیستید نکنم وباز در افشانی های این یگانه مرد عرصه فروش آنلاین موسیقی با این مضمون ادامه یافت که&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در ایران هنوز رسم نشده به کسی که انتخاب نمی شود موضوع را اطلاع دهیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوستانی که مرا می شناسند خوب می دانند که انسان بسیار فعال وکنجکاوی هستم واین اعتراف بزرگ را می توانم بکنم که تا کنون هیچ گاه دستمزد ، معیار من برای انتخاب یک شغل یا پروژه نبوده برای همین همیشه بیشمار کارهایی هست که برخی به دلیل همین خصیصه به من ارجاع می دهند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از کارهای مطبوعاتی گرفته تا پژوهشهایی که شاید چند برابر دستمزدی که به من پرداخت می شود کسی حاضر به انجامش نباشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به همین دلیل ودلایلی که با هم گفتم تنها برای کسب تجربه های جدید به این عرصه وارد شدم وهمان روز نخست هم در دفتر سایت اعلام کردم که چشمداشت مالی از این کار ندارم بلکه افقی را در نظر دارم که این مجله  جایگاهی را در میان مجلات معتبر موسیقی پیدا کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی صد افسوس کسانی که حتی در عرصه فرهنگ وهنر این کشور فعالیت می کنند تفاوتی با سایر دلالان در عرصه اقتصادی ندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر کدام از دوستان مطبوعاتی بیشمار افرادی را می شناسند  که درآمدشان نه از راه فروش نشریاتشان بلکه از دلالی کاغذ یا کسب درآمدهای آگهی برای نشریه ای است که بخش اعظمش را برگشتی های آن تشکیل می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جالب این که ناراحتی من برای ازدست دادن این کار نبود چون بعد از عید دو پروژه به من پیشنهاد شده و برداشتن این بار از دوش من در این موقعیت فرصت مغتنی بودا ما آنچه که سبب دلخوری من از این دوستان شد نحوه برخورد در فضایی است که پسوند روشنفکری را با خود یدک می کشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوست ندارم فردا یا ژس فردایی گله گذاری آقای آذری را بشنوم چرا که واقعا قصدم توهین به کسی یا زیر سوال بردن فعالیتی نیست چرا که همیشه از این سایت به عنوان یک حرکت فرهنگی تعریف کرده ام اما همه اش فکرم این است که مثلا اگر این اتفاق در یک بنگاه معاملات ملکی ، آهن فروشی ویا حتی قصابی می افتاد تفاوتی با این فضا داشت یا نه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شما بگویید &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Apr 2009 06:21:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://fartur.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;الیوم استعمال تنباکو و توتون باَیّ نَحوٍ کان، در حکم محاربه با امام زمان علیه‏السلام است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حَرّره الاقل محمد حسن الحسینی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; این متن حکمی است که میرزا محمد حسن شیرازی مشهور میرزای شیرازی در پاسخ نامه جمعی از متدینین و معترضین به قرارداد تنباکو در زمان شاه قاجار نگاشت و با رسیدن آن به ایران غوغایی به پا خاست که دامنه اش هنوز هم ایران را در بر گرفته و آن هم افزایش قدرت سیاسی روحانیت است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 400px; HEIGHT: 632px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs435.xs.to/xs435/09022/dw7vqnoa64qy2p2nbn8g421.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این جا قصد ورود به این مسئله را ندارم ولی آنچه   که باعث شد این حکم را بازنویسی کنم سوالی است که هنوز بعد مدتها پاسخی برای آن نیافته ام ولی حادثه امروز صبح باعث شد دوباره این موضوع قدیمی در ذهنم زنده شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اپیزود اول :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;U&gt;داخلی:خانه:عصر یک روز بارانی&lt;/U&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عصر دیروز خبر دار شدم که یکی از دوستانم در حادثه تصادف رانندگی به کما رفته و در بیمارستان بستری شده برنامه امروز را طوری چیدم که برای دیدنش به بیمارستان بروم که صبح با تماس دوستان متوجه شدم متاسفانه فوت کرده .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اپیزود دوم :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;U&gt;خارجی:کوچه:صبح یک روز بهاری&lt;/U&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صبح که از در خانه بیرون آمدم متوجه جیغ و فریادهای همسایه مان شدم بعد کلی گریه و داد وبیداد متوجه شدم پسرش دیشب در تصادفی در اتوبان در دم جان باخته .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا شما خودتان را جای من بگذارید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر در کمتر از دوازده ساعت دو خبر از فوت نزدیکترین دوستانتان را بشنوید چه حالی خواهید داشت ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنهم وقتی بفهمید هر دو در حادثه رانندگی جان خود را از دست داده اند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینها نه نخستین دوستان من بودند که به دلیل حادثه در زمان رانندگی فوت کرده اند و نه متاسفانه آخرینشان مطمئنم شما هم هریک عزیزانی را در چنین حوادثی از دست داده اید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا سوال اصلی که ذهنم را به خود مشغول کرده این است که چرا با افزایش قدرت سیاسی روحانیت تاثیر گذاری این جریان کاهش یافته؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حقیقت چرا با افزایش حوادث رانندگی هیچ کدام از روحانیون سرشناس و مراجع تقلید حکمی در این خصوص صادر نمی کنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروزه با توجه به وابستگی شدید بسیاری از خانواده های ایرانی به خودرو صدور چنین حکمی شاید به نظر مضحک وخنده دار بیاید ولی به یاد داشته باشید زمانی که میرزای شیرازی حکم تحریم توتون وتنباکو را صادر کرد قلیان وسیله ای ضروری در منازل و مغازه ها و حتی دربار شاهی به حساب می آمد و صدور حکم بر علیه چنین وسیله ای که همگان به استفاده از آن عادت کرده بودند کاری بس دشوار وتقریبا غیر عاقلانه بوده است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهم این است که  این سوال را با وجدانمان پاسخ دهیم که آیا آسایش ما مهم است یا جان خود و همچنین همنوعانی که بر اثر بی احتیاطی ما ممکن است راهی دیار باقی شوند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باور کنید بدون خودرو هم می توان زندگی کرد  ما که کردیم وشد حالا شمایید ووجدانتان!!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;ببخشید دیگه باید برای تشییع جنازه وختم دونفری که اشاره کردم آماده رفتن بشم ولی منتظر نظرات شما هستم شاید با همین چند جمله بشه مثل کشورهای توسعه یافته جنبشی بر علیه خودرو راه انداخت &lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;شما چی فکر می کنید؟ &lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Apr 2009 06:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fartur&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>fartur</dc:creator>
<guid>http://fartur.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
